رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا...

پروردگارا! بر ما صبر و بردباری اعطا کن...

۳۷ سال از پرواز آسمانی برادرم، شهید سیدرضا باقرآبادی گذشت...

داغی که هرگز کهنه نشد و همیشه بر قلب خانواده‌مان سنگینی کرد...

دو سال پیش پدرم با حسرت دیدار فرزند شهیدش، در آغوشم چشم از جهان فرو بست...

و مادرم،

بانویی که سال‌ها با این غم و فراق بزرگ در سکوت و صبر، سوخت و ساخت، اینک ندای حق را لبیک گفت، اما با دلی آکنده از داغِ پسر شهید، و حسرت دیدارِ همسر و فرزند...

اکنون که در سوگ مادرم، روزهای بسیار سنگین و دشواری را پشت سر می‌گذارم، خدای بزرگ را شاکرم که در این لحظات تلخ، از نعمت وجود دوستانی شایسته، مهربان و همدل برخوردارم که حضورشان، پیام‌های تسلیت‌شان، و نگاه همدردشان، مرهمی بود بر دل پاره پاره من...

از صمیم قلب، از یکایک بزرگوارانی که

با حضور در مراسم ترحیم، یا از طریق پیام، تماس، ارسال گل و بنر، اهدای خیرات، و ابراز همدردی، ما را در این اندوه جانکاه همراهی نمودند، سپاسگزاری می‌کنم، مهرتان برایمان دلگرم‌کننده بود و بزرگواری‌تان، تسلای جان خسته‌ی من و خانواده‌ام....

چنانچه در این روزهای اندوه و تألمات روحی، فرصت دیدار حضوری یا تماس تک به تک جهت ادای احترام به خدمت شما ارجمندان برایم فراهم نشد، پوزش می‌طلبم و امید دارم در آینده‌ای روشن‌تر، محضر پرمهرتان را به شادی جبران کنم.

اما در پایان

صمیمانه از شما عزیزان درخواست می‌کنم که‌در خلوت دعاهایتان، یاد کنید از پدر، مادر و برادر شهیدم...

و از خداوند برای دلِ بی‌تاب و پاره پاره من، صبری عمیق و آرامشی ماندگار، طلب کنید تا شاید بتوانم سنگینی این فراق‌ را تاب آورم...

أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ

(پروردگارا) مرا آسیب و سختی رسیده و تو مهربان ترین مهربانانی....

خاک پای شما

سید محمد باقرآبادی

۰۳ مرداد ماه ۱۴۰۴