یک گزاره‌ی محترمانه و امیدوارکننده این روزها زیاد تکرار می‌شود:

این‌که حتی در همین شرایط هم می‌شود جلو بدتر شدن اوضاع را گرفت.....

یا به قول دکتر عبده، حتی حداقل ایستادگی حرفه‌ای می‌تواند شدت خطاها را کم کند و از تخریب بیشتر جلوگیری کند....

مسئله این‌جاست که باید شجاعت داشته باشیم و بپرسیم:

واقعاً هنوز چنین امکانی وجود دارد؟

این گزاره زمانی درست است که ایستادنهنوز مجاز باشد....

اما وقتی ساختار، نه‌فقط اصلاح، بلکه حداقل مقاومت را هم پس می‌زند، این امید، بیشتر شبیه تسکین است تا تحلیل....

برای جلوگیری از بدتر شدن، باید جایی برای نه گفتن وجود داشته باشد....

و وقتی نه گفتن، یا حذف می‌شود یا بی‌اثر، حرف‌زدن از جلوگیری از بدتر شدن، تبدیل می‌شود به توهم....

هگل می‌گوید آزادی فقط در امکان انتخاب معنا دارد.....

اگر انتخاب واقعی وجود نداشته باشد، مسئولیت هم صرفاً یک نمایش است....

در چنین وضعیتی، مدیر نه عامل است و نه مانع، او فقط واسطه‌ی تحقق اجتناب‌ناپذیر است....

این موضوع را فوکو به زیبایی نشان می‌دهد که قدرت مدرن، الزاماً با فرمان کار نمی‌کند، بلکه با چارچوب کار می‌کند....

وقتی چارچوب از پیش بسته شده، نقش مدیر، نه کاهش خطا، بلکه نرمال‌سازی خطاست.....

خطا همان خطاست، فقط با امضایی شکیل‌تر اجرا می‌شود....

در چنین شرایطی، جلو بدتر شدن را گرفتن اغلب به این معناست:

تصمیم بد اجرا می‌شود، اما با ادبیات حرفه‌ای‌تر،

با عدد و جدول تمیزتر،

با صورت‌جلسه‌ی دقیق‌تر،

و این دقیقاً همان‌جاست که باید احتیاط کرد...

گاهی حرفه‌ای‌بودن نه مانع فاجعه، بلکه روان‌کننده‌ی آن می‌شود.

به قول هانا آرنت، شر همیشه با فریاد نمی‌آید، گاهی با فرم‌های مرتب، امضاهای دقیق و نیت‌های خوش بینانه جلو می‌رود.....

در این حالت، هر کسی که می‌گوید من فقط دارم تلاش میکنم بدتر نشه ، ناخواسته دارد بدی را قابل‌تحمل می‌کند....

پس سؤال اساسی این است:

آیا هنوز امکان ایستادن نهادی وجود دارد؟

یا فقط امکان مدیریت فروپاشی باقی مانده است؟

اگر پاسخ دومی باشد، که شواهد به‌شدت به آن اشاره می‌کنند، آن‌وقت گفتنِ می‌شود جلو بدتر شدن را گرفت نه خوش‌بینی، که به تعویق انداختن پذیرش واقعیت است....

و این دقیقاً همان خطری‌ست که امروز با آن روبه‌روییم:

این‌که با امیدهای حداقلی،

ساختاری را که دیگر اصلاح‌پذیر نیست، قابل‌ادامه جلوه دهیم....

در چنین وضعیتی، شاید صادقانه‌ترین کنش حرفه‌ای،

نه ماندن برای کم‌کردن خسارت،

بلکه کنار رفتن و نام‌گذاری دقیق مسئله باشد.....

واقعیت تلخ این است:

در این وضعیت، حرفه‌ای‌بودن یک مزیت نیست، یک تهدید است. و سیستمی که تاب تهدید ندارد، حرفه‌ای واقعی را انتخاب نمی‌کند....

سید محمد باقرآبادی

۵ دی ۱۴۰۴