این عطر بوی آدمی‌ست که یاد گرفته آرام راه برود.
نه از سر خستگی،
از سر فهم.

Aigner Blue وقتی روی پوست می‌نشیند،
هیچ انفجاری ندارد،
هیچ شروع پرهیجانی هم نه.
می‌آید مثل صبحی که زنگ ساعت به‌موقع زنگ خورده
و برای یک‌بار،
هیچ چیز عقب نیست.

خنکی‌اش شبیه آب نیست،
شبیه دریا هم نه.
بیشتر شبیه هوای اتاقی‌ست که پنجره‌اش تازه باز شده؛
هوایی تمیز،
بدون بوهای اضافه،
بدون خاطره‌سازیِ زورکی.
بوی پیراهنی که سال‌هاست همان مدل را می‌پوشی
چون می‌دانی به تو می‌آید.

این عطر نمی‌خواهد تو را خاص کند.
می‌خواهد تو را همان‌طور که هستی، قابل‌تحمل‌تر کند.
برای خودت،
برای بقیه.
نه اغوا دارد،
نه بازی روانی.
هیچ‌کس برنمی‌گردد بپرسد «چی زدی؟»
و همین، دقیقاً شخصیتش است.

وسط کار،
هیچ‌چیز تغییر نمی‌کند.
نه نت غافلگیرکننده‌ای می‌آید،
نه پیچشی که بخواهد توجه بگیرد.
این بو مثل آدمی‌ست که
سال‌هاست سر یک کار می‌رود،
نه چون عاشقش است،
چون بلدش است.

پخش‌اش آن‌قدر هست که حس شوی،
نه آن‌قدر که دیده شوی.
ماندگاری‌اش هم
در حدی‌ست که همراهت بیاید
ولی نخواهد شب را تصاحب کند.
مثل آدم‌هایی که
کنار تو هستند
اما به تو آویزان نمی‌شوند.

Aigner Blue بوی زمانی‌ست که
عطرها هنوز «بیانیه» نبودند،
هنوز قرار نبود زخم‌های روانی را درمان کنند
یا گذشته را بازسازی کنند.
فقط قرار بود
همراه باشند.

این عطر را نه برای روزهای خاص می‌زنی،
نه برای قرار مهم،
نه برای خاطره‌سازی.
برای روزهایی می‌زنی که
زندگی دارد بی‌سروصدا جلو می‌رود
و تو فقط می‌خواهی
مرتب، تمیز،
و سرپا بمانی.

Aigner Blue
عطر آدمی‌ست که
دیگر چیزی برای اثبات ندارد.
سید محمد باقرآبادی
12 دی 1404